الآخوند الخراساني ( شرح : دولت آبادى )

49

شرح فارسى كفاية الأصول ( فارسى )

در خارج يك شىء واحدند پس ممكن است شىء واحد وجود متعددى داشته باشد وجود انضمامى و ماهيت مختلفه دارا باشد بوجود واحد كما آنكه در مقدمه سوم مختصر آن را بيان نموديم و اما شبه جنس و فصل كه در خارج متمايز و وجود مستقلى داشته باشند البته ممكن نيست چون جنس و فصل اين‌ها اجزاء عقلى شىء مىباشند كه مثل انسان را عقل تجزيه و تحليل مىكند آن را بانه حيوان ناطق . [ فرق بين جنس و فصل و هيولا و صورت در خارج ] بله تركيب خارجى كه فصل مبدل به صورت مىشود و جنس مبدل بهيولا و ماده مىشود در خارج اين ماده و صورت وجود خارجى دارند وجود انضمامى به قسمى كه ماده و صورت ممكن نيست يكى از آنها را حمل بر ديگرى كنيم كه بگوئيم المادة صورة و الصورة مادة تباين خارجى دارند ولى جنس و فصل كه اجزاء عقلى اشياء مىباشند حمل يكى از آنها بر ديگرى صحيح است كه بگوئيم الناطق حيوان و بعض الحيوان ناطق كما لا يخفى . و اما ما نحن فيه مثل حركتى كه در دار غصبى واقع مىشود البته عناوين صلاتيت و غصبيت جنس و فصل آن نمىباشد چون نسبت بين جنس و فصل قريب عام و خاص مطلق است مثل انسان و حيوان و نسبت بين صلاة و غصب عام و خاص من وجه است از اين جهت اين عناوين جنس و فصل آن حركت خاصه نمىباشند و اشكالى نيست بالوجدان كه يك حركت خاصه است كه عنوان صلاتيت و عنوان غصبيت برآن منطبق است و اين يك حركت خاصه ممكن نيست مورد امر و نهى مولا واقع شود چون طلب مولا در اين مورد طلب وجود و عدم است كه جمع بين نقيضين است از اين جهت مىگوييم صلاة در دار غصبى سجده آن صلاة توقف دارد در تصرف در دار غصبى و اين تصرف يك حركت بيش نيست و ممكن نيست مورد امر و نهى واقع